حدیث - السلام علیک یا ابا صالح المهدی

قالب وبلاگ

السلام علیک یا ابا صالح المهدی
دردسر گردید یارب زندگی حیف شد.شد بندگی شرمندگی 
حرف دل

ببخشید من عذر دارم!

   وارد اتوبوس شدم، جایی برای نشستن نبود، همانجا روبروی در، دستم را
به میله گرفتم…
   پیرمرد با کُتی کهنه، پشت به من، دستش به ردیف آخر صندلی های اقایون
گره کرده! (که میشود گفت تقریبا در قسمت خانم ها)
   خانم دیگری وارد اتوبوس شد، کنار دست من ایستاد، چپ چپ نگاهی به
پیردمرد انداخت، شروع کرد به غرلند کردن!
   ـ برای چی  اومده تو قسمت زنونه! مگه مردونه جا نداره؟ این همه صندلی خالی!
   ـ خانم جان اینطوری نگو، حتما نمی تونسته بره!
   ـ دستش کجه نمی تونه بشینه یا پاش خم نمیشه؟
   ـ خب پیرمرد ِ! شاید پاش درد میکنه نمی تونه بره بشینه!
   ـ آدم چشم داره می بینه! نیگاه کن پاش تکون میخوره، این روزها حیاء کجا رفته؟!…
   سکوت کردم، گفتم اگر همینطور ادامه دهم بازی را به بازار می کشاند!
فقط خدا خدا میکردم پیرمرد صحبت ها را نشنیده باشد!
   بیخیال شدم، صورتم را طرف پنجره کردم تا بارش برفها را تماشا کنم…
   به ایستگاه نزدیک می شدیم
   پیرمرد میخواست پیاده شود
   دستش را داخل جیبش برد
   پنجاه تومنی پاره ایی را جلوی صورتم گرفت
   گفت:”دخترم این چند تومنیه؟”
   بغض گلویم را گرفت، پیرمرد نابینا بود! خانم بغل دست من خجالت زده
سرش را پایین انداخت و سرخ شد…


   نجوا …………………………..


   چه راست گفت پیامبر خدا( صلی الله علیه و آله ) « برای گفتار و
کرداری که از برادرت سر می زند، عذری بجوی و اگر نیافتی، عذری بتراش

[ ۱۳۸٩/۱۱/٢٤ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من .... من که شیطان است اما یه بنده خدا که خیلی دوست داره بنده باشه اما بیشتر شرمنده میشه تا بنده میخوام اینجا با کمک دوستان تمرین بندگی کنم که بعدش بتونم زندگی کنم پس لطفا نظر بدهید که نظرات شما مهم .... yebandeiekhoda@yahoo.com
لینک های مفید
RSS Feed



weather Tools Pichak.net--->

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس



statistics




انتظار واقعی