دعا - السلام علیک یا ابا صالح المهدی

قالب وبلاگ

السلام علیک یا ابا صالح المهدی
دردسر گردید یارب زندگی حیف شد.شد بندگی شرمندگی 
حرف دل

  سلام

راستش یه مدتیه یه سوالاتی ذهنم به خودش مشغول کرده از شما کمک میخوام تا لطف کنین این معما ها واسم حل شه

البته فکرهای بد نکنین به قول حضرت ابراهیم میخوام ایمانم تکمیل بشه

من یه مدتیه یه مشکلی واسم پیش اومده  که ازتون میخوام راهنماییم بکنین

 

وقتی دعا میکنیم             انتظار داریم         دعامون مستجاب بشه    

چون خدا خودش قول به استجابت داده

اما بعد یه مدت که اجابت نشد

اول میگیم صلاحمون نبود

اما وقتی هی این عمل تکرار میشه

یه فکرهای دیگه ای میکنیم  

وقتی هم عادت کردیم به عدم اجابت دعا

کم کم دیگه حال دعا کردن هم نداریم .

فکر میکنم  من اگه دعا بکنم یا نکنم خدا که باهام کاری نداره

هرکاری خودش دوس داره میکنه لطفهایی هم که بهت میکنه از سر کرمشه و کاری بهم نداره

بعضی وقتها هم وقتی مشکلات عجیب غریب مردم رو میبینم (مثلا سومالی. یا همین مادری که 10ساله بچه هاش مریضن یا اون دختر 18 ساله پاکستانی یا صبا ووووووووووو هزاران هزار مورد دیگر) 

با خودم فکر میکنم اگه قرار بود دعایی اجابت بشه   باید دعای اونها اجابت بشه

یا اگه نوبتی باشه  اونا واجب ترن

و به قول یه دوستم گه میگفتم من اگه فلان مبلغ پول داشتم میرفتم میدادم به اونهایی که از خدا پول میخوان تا دیگه وقت خدارو نگیرن و مال خودم باشه

حال شما بگین با این همه مردم این همه گرفتاری مشکلات مردم و... ....        دعا کردن .......

یه چیز هم بگم دعا های معمولی  روزمره رو نمیگم (همون دعا کوچیک هایی که هروز میکنم و اگه نکنیم هم خدا از لطفش خودش جور میکنه)


من به این نتیجه رسیدم که ما باید دعاهایی بکنیم که در حد خودمون باشه

مثلا یه مثال مادی که میشه زد 

یه فردی که  ماهی 500 حقوق  میگیره با دو سر عائله و اجاره مسکن و غیره   

   دعاهاش هم باید همین قدری باشه مثلا از خدا یه خودرو حداکثر 4 میلیونی بخواد اونم تازه بعداز چندسال  پس انداز   

دیگه خونه نخواد یا ماشین خوب و سفر و ... نخواد

یا مکه و مدینه نخواد فوق فوقش مشهد بخواد

اونوقت این دعا هاش بعد از مدتی مستجاب میشه و انم خوشبحالش میشه

اما اگه خونه مناسب و خودروی مناسب بخواد  اون وقت میبینه که ..........  اجابت بی اجابت...


  منتظر جوابهاتون هستم   


  راستیبه  این آدرس هم حتما سر بزنین http://www.gtalk.ir/post904531.htm)l

[ ۱۳٩٠/٦/٢٢ ] [ ٥:٥٢ ‎ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]

          از امشب مهمانی خدا شروع شد..........لبخند

 

         از یکی از ائمه سلام الله علیها نقل میکنند

         فرمودند  :

      در این ماه با زبانی که گناه نکرده اید دعا کنید که به اجابت نزدیک تر است

      گفقند    ما همه که با زبان مان گناه کردهایم پس چگونه دعا کنیم

        ایشان فرمودند:

با زبان دیگران  که گناه نکرده اید با آن زبان دعا کنید      همدیگر را دعا کنید که دعای مومن برای مومن حتما اجابت شدنی است  

 

        خواهشاً حتما همدیگر رو دعا کنیم

        علی الخصوص یه بنده خدا رو

التماس دعا ......

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

راستی

به احترام این مهمانی خدا       کمتر این ورا پیدا میشه

بعد نگین که نگفتم

 دعا کنین بتونیم حداکثر استفاده از لحظه به لحظه این ماه رو بکنیم  آمین آمین

 

   این گل هام تقدیم به همتون..........





ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٥/۱۱ ] [ ۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...


خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.


زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :


 
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،

لبخندی به ازای هر اشک ،

دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،

نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،

و اجابتی نزدیک برای هر دعا  .

جمله نهایی :  عیب کار اینجاست که من  '' آنچه هستم ''  را  با   '' آنچه باید باشم ''  اشتباه می کنم ،    خیال میکنم  آنچه  باید  باشم  هستم،   در حالیکه  آنچه  هستم نباید  باشم .

 

[ ۱۳٩٠/٤/٢٦ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]

ایام سورگواری تعزیت بانوی دو عالم حضرت فاطمه سلام الله علیها را تسلیت عرض می نمایم

دعا کنیم به احترام این بانوی بزرگ خداوند در فرج آقا امام عر ارواحنا له فدا تعجیل فرموده و تمام مسلمانان بخصوص شیعیان مظلوم بحرین را از چنگال دد منشان وهابی برهاند

خداوند لعنت کند بر اولین ظلم کننده بر محمد و آل محمد و تابعان اکنون آنها

آمین آمین

 

اللهم عجل لولیک الفرج

[ ۱۳٩٠/٢/۱٥ ] [ ۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]

لذّت مناجات

یکی از راه های لذّت بردن از مناجات، دقّت در معانی ادعیه و آیات و روایات است. آشنایی با زبان عربی اگر هیچ فایده ای نداشته باشد، بهترین برکت آن فهم معنای بسیاری از آیات و روایات است. خواندن و شنیدن شرح و توضیح بزرگان در مورد دعاها هم بسیار مناسب است. در هنگام خواندن مناجات نیز باید خود را در فضای دعا قرار دهیم تا حال دعا و مناجات پیدا کنیم.

راه دیگر لذّت مناجات، انتخاب زمان و مکان مناسب برای آن است. توصیه می شود سحر و قبل از اذان صبح را برای خواندن دعا و قرآن انتخاب کنید. یکی از بزرگان می فرمود: «اهل گناه، اول تا آخر شب بیدار هستند و نزدیک سحر می خوابند. آن زمان این افراد گناه نمی کنند و فضای سحرگاه، سالم است». در روایات هم آمده است که هنگام سحر، درهای بهشت باز می شود. تلاش کنیم در این وقت با کارهایی مثل بیرون رفتن از خانه و نرمش مختصر برای خود نشاط ایجاد کنیم. مرحوم آقای قاضی نوشیدن چای و تناول انگور را در ایجاد نشاط و رفع خواب آلودگی مؤثر می دانستند.

دقّت در انتخاب دعا و نحوه خواندن آن هم تأثیر خود را دارد. مرحوم میرزا جواد آقاملکی تبریزی توصیه می کنند که فرازهایی از دعا را حفظ کنید.

اگر زبان عربی نمی دانیم، خوب است که ترجمه دعا یا قرآن را بخوانیم. در مناجات یک روش و شیوه خاص و یکسان برای همه ما دیکته نشده است. آیت الله بهجت (رحمه الله) می فرمود: «در حاشیه مفاتیح آورده است که برای زیارت اهل بیت علیهم السلام در عالم رؤیا برای افراد مختلف، ادعیه متفاوتی را یاد داده اند. این نشان می دهد که برای همه، یک نسخه نتیجه نمی دهد». ایشان هم چنین می فرمود: «به اعتقاد من باید همه دعاها را خواند تا ببینیم کدام یک جواب می دهد. یک دعا نخوانیم و بگوئیم اثر نکرد». انجام کارهایی مثل رفتن به قبرستان در غروب ماه مبارک رمضان و خواندن صد مرتبه سوره قدر و هدیه آن به اموات، اثر خوبی در احوال انسان دارد.

از دیگر راه ها، خدعه به نفس در هنگام عبادات است. امام می فرمایند: «درانجام عبادات به نفس خود خدعه کن» مانند بچه ای که تا فریبش ندهیف کارش را کامل نمی کند. به عنوان مثال  در نماز شب از همان ابتدا شروع به خواندن یازده رکعت نکنید. دربین نمازهای دو رکعتی گاهی جای خود را عوض کنید یا قرآن بخوانید یا مطالعه کنید. در این صورت است که نفس ما سختی عبادت را تحمل می کند و خسته نمی شود.

بخشی از شناخت ما به وسیله علم حاصل می شود، امّا آن چه ما نیاز داریم، معرفت است که حالتی درونی دارد و آموختنی نیست.

«واتّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللهُ»1
هر که تقوا پیشه کند، خدا قدرت شناخت حقّ و باطل به او می دهد و الین آموختنی نیست.

«إنّماهوَ نُورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فِی قَلبِ مَن یُریدُ أن یَهدِیَهُ»2
معرفت نوری است که خدا در دل کسی می اندازد که بخواهد او را هدایت کند.

تلاش معنوی، نیازمند عبادت و بندگی خداست. «وَاعبُد ربَّکَ حَتّی یَأتِیکَ الیَقِینُ»3 اگر چه نماز و روزه هم نوعی بندگی است، اما بندگی محدود به این دو نمی شود. هر عمل پاکی که برای خدا و برای جلب رضایت او باشد، عبادت و بندگی است.

هر عملی دو ویژگی می خواهد تا بندگی محقق شود: حسن فعلی و حسن فاعلی. هم خوب باشد و هم درست انجام شود. به عنوان مثال نمی توان قُربة إلی الله شراب خورد. اول باید اصل کار و سپس نیّت آن را درست کنیم. گاهی از اوقات، دیدن یک دوست، بازی کردن، خوابیدن و ... عبادت محسوب می شود.

تلخی مرگ یا شیرینی وصل!

وقتی حضرت عزرائیل (علیه السلام) می خواست جان حضرت ابراهیم (علیه السلام) را بگیرد، ابراهیم (علیه السلام) فرمود: «آیا تا به حال دیده ای که دوستی، دوست خود را بکشد؟» عزرائیل (علیه السلام) به خداوند عرضه داشت: «ابراهیم می گوید تا به حال دیده ای دوستی، دوستش را بکشد؟» خداوند فرمود: «عزرائیل به او بگو آیا دیده ای دوستی از ملاقات دوستش نفرت داشته باشد؟» عزرائیل بازگشت و پاسخ خدای متعال را به حضرت ابراهیم (علیه السلام) رساند و مرگ برای ابراهیم (علیه السلام) شیرین شد.4

آیت الله ناصری (دامت برکاته) می فرمود: «در سفری مرحوم حاج شیخ عبدالله پیاده (رضوان الله تعالی علیه) را با هواپیما به مشهد بردیم. ناگهان اعلام خطر کردند و خلبان گفت: کمربندها را ببندید. همه وحشت زده بودند ولی به این آقا وَجدی دست داده بود که تعجب ما را برانگیخته بود. بعد از مدتی خطر برطرف شد. ولی او محزون بود. گفتم: شیخ! چرا آن وقت که همه وحشت کرده بودند، تو خوشحال بودی؛ حالا که همه خوشحالند شما ناراحت هستی؟ گفت: یک لحظه احساس کردم خدا می خواهد ما را به ملاقات خویش ببرد؛ من عمری است دوستدار اویم و انتظار ملاقات او را می کشم».

این مرد اهل آخرت است. با اهل دنیا فرق می کند. از ابوذر (رحمه الله) پرسیدند: چرا مردم دنیا از مردن می ترسند؟ فرمود: «چون آن طرف را خراب کرده اند، این جا برایشان آباد است. هیچ کس حاضر نیست از خانه آباد به خانه خراب برود».5  آن کسی که آن جا را آباد کرده، ذره ای ترس ندارد، بلکه می گوید: « فزتُ و ربِّ الکعبه؛ به خدای کعبه رستگار شدم».

حال اگر به ما بگویند که قرار است صبح از دنیا برویم، چه احساسی داریم؟! آیا خوشحال می شویم یا ناراحت و ترسان؟ بیاییم از همین لحظه شروع کنیم و کاری کنیم که موجب جلب رضای خداوند باشد.
 

------------------------

پی نوشت ها:

1. سوره بقره، آیه 282

2. بحارالانوار ج67، ص 140

3. حجر، آیه 99

4. بحارالانوار ج6، ص 127

5. بحارالانوار ج22، ص 402

[ ۱۳۸٩/۱۱/۱٥ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]

مناجات یعنى چه؟


شاید در عرف ما مناجات همین مراسمى باشد که سحرهاى ماه رمضان در بلندگوها یا در مأذنه‏ها، کسانى با صداى بلند، اشعار و دعاهایى مى‏خوانند؛ ولى این کیفیت‏ها منظور نیست. کلمه‏ى مناجات که با کلمه‏ى نجوا هم‏خانواده است، در اصل لغت به معناى در گوشى گفتن، راز گفتن و خصوصى صحبت کردن است. بعضى اصل مناجات را رازگویى قرار داده‏اند. بعضى روى خلوت بودنش تکیه کرده‏اند و گفته‏اند اصل معنا همان در خلوت‏بودن و خصوصى‏بودن صحبت است. اما وقتى در میان جمعى دو نفر مى‏خواهند خصوصى صحبت کنند که دیگرى نشنود ناچار آرام صحبت مى‏کنند؛ پس آرام صحبت کردن یا سرّى صحبت کردن اصل مناجات نیست. اصلش این است که گفتگو خصوصى باشد که از یک طرف لازمه‏اش در خلوت بودن است، و از یک طرف آهسته صحبت کردن.

مناجات خواندن یا مناجات کردن؟!

بنابراین مناجات با آهسته صحبت کردن بیشتر مناسبت دارد تا فریاد کشیدن و آواز خواندن. آنها خواندن مناجات است نه مناجات کردن. مثل اینکه دعاهایى که مى‏خوانیم دعا کردن نیست؛ بیشتر خواندن دعاست. یعنى دعایى است که پیامبر9 و ائمه‏ى اطهار: و اولیاء خدا آن دعا را در یک موقعیت خاصى گفته‏اند و ما آن را مى‏خوانیم و غالباً به صورت حکایت است و قصد انشاء در بسیارى از موارد نیست. بسیارند کسانى که دعا مى‏کنند یا اصلاً معنى‏اش را نمى‏دانند یا توجه به معنایش ندارند. یعنى دعا مى‏خوانند؛ نمى‏شود گفت دعا مى‏کنند. مناجات‏ها هم که بلند خوانده مى‏شود و گاهى به معنایش هم توجهى نیست، مناجات کردن نیست؛ این مناجات نامه خواندن است.

مناجات با...؟

مناجات مى‏تواند بین دو انسان، بین انسان و خدا و مى‏تواند بین خدا و انسان باشد. در قرآن شریف آیاتى داریم مربوط به در گوشى گفتن مردم با همدیگر. زمانى کسانى براى اینکه خودشان را نزدیک به پیامبر اکرم(ص) نشان بدهند، براى خودشان یک تعیّنى قائل بودند، مى‏آمدند نزدیک به پیغمبر مى‏نشستند تا خصوصى با پیغمبر اکرم صحبت کنند. کسانى هم بودند که ایمان واقعى نداشتند یا منافق بودند مى‏خواستند حرف‏هایى بزنند که سایر مؤمنین اطلاع نداشته باشند. گاهى هم علیه مؤمنین توطئه‏هایى مى‏کردند. آنها هم آرام صحبت مى‏کردند تا دیگران نشنوند، مؤمنان هم از این درگوشى گفتن‏ها ناراحت مى‏شدند. در آن موردى که مى‏خواستند با پیغمبر اکرم(ص) خصوصى صحبت کنند، آیه‏اى نازل شد: کسانى که مى‏خواهند با پیغمبر درگوشى صحبت کنند، باید صدقه‏اى بدهند. آن وقت اجازه داده مى‏شود که با پیغمبر صحبت کنند؛ «فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَةً1» اما هیچ کس به این آیه عمل نکرد...

فقط على(ع)...

...جز امیرالمؤمنین(ع). در روایتى دارد که ایشان یک دینار طلا داشتند، آن را تبدیل کردند به چند درهم نقره، و همه‏ى آن‏ها را براى صحبت‏هاى خصوصى با پیامبر اکرم‏(ص) به عنوان صدقه دادند اما بعد از آن هیچ کس دیگر صحبت خصوصى با پیغمبر را درخواست نکرد، بعد آیه نسخ این حکم نازل شد. حالا که ابا دارید از این‏که صدقه‏اى بپردازید دیگر نمى‏خواهد صدقه بدهید؛ تکلیف از شما برداشته شد2. بعد در روایات شیعه و سنى وارد شده که یکى از ویژگى‏هاى امیرالمؤمنین‏(ع) این است که تنها کسى است که به این آیه‏ى شریفه عمل کردند، نه قبل از ایشان و نه بعد از ایشان کسى عمل نکرد و نخواهد کرد. در مورد آن درگوشى‏ها و صحبت‏هاى خصوصى هم که افراد مى‏کردند و موجب حزن مؤمنین مى‏شد و گاهى مى‏خواستند توطئه بکنند، آیه‏اى نازل شد که «فَلا تَتَناجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ3»؛ اگر صحبت خصوصى‏ مى‏کنید حتما در مورد کارهاى خیر یا براى کار خیرى باشد که مى‏خواهید دیگران متوجه نشوند. یعنى درگوشى گفتن فى حدّ نفسه در میان جمع منفى است، خلاف ادب است، مگر ضرورتى باشد.اصل این است که در میان جمع کسى درگوشى صحبت نکند تا موجب توهّم نشود.

مناجات انسان با خدا

گاهى انسان یک حالى پیدا مى‏کند که مى‏خواهد با خدا بلند صحبت کند، و گاهى نه، حالش جورى اقتضاء مى‏کند که آرام و خصوصى صحبت کند. مثلاً آدم وقتى مى‏خواهد به گناهان خودش اعتراف کند، به طور قاعده دوست ندارد دیگران متوجه شوند. گفتگوهاى دیگرى هم هست که ناشى از شدت محبت است، گفتگوهاى محبّت‏آمیز هم طبعش این نیست که بلند میان مردم داد کشیده بشود. این گفتگو، گفتگویى خصوصى است. «میان عاشق و معشوق رمزى است» این جا هم جاى مناجات است.

تفاوت نجوا با ندا

اما گاهى اقتضاء مى‏کند که آدم در یک گرفتارى و ناراحتى خدا را صدا بزند، کانّه از خدا دوریم! صدا مى‏کنیم که خدایا کجایى به داد من برس؛ اینجا ندا مى‏کند، جامع هر دویش دعاست، چه به صورت بلند باشد و چه به صورت آهسته، خصوصى باشد یا عمومى، همه‏اش دعا هست. اما در موردى که آدم خودش را در حالت دورى تصور مى‏کند آنجا ندا هست. در مناجات شعبانیه مى‏گوید: «الّلهم صل على محمد و آل محمد، واسمع ندائى اذا نادیتک»؛ وقتى نداء مى‏کنم، فریاد مى‏زنم، به فریاد من توجه کن. روایتى هم هست که حضرت موسى‏(ع) از خداى متعال سوال کرد «أَ بَعِیدٌ أَنْتَ مِنِّی فَأُنَادِیَکَ أَمْ قَرِیبٌ فَأُنَاجِیَکَ فَاَوْحَى اللهُ اِلَیْهِ اَنَا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَنىَ ... 4»؛ خدایا نزدیک هستى تا درگوشى با تو صحبت کنم، یا دور تا فریاد بزنم. خطاب شد که من از همه به تو نزدیک‏ترم.

 

نجواى با محبوب‏

به‌طور طبیعى هر کسى دوست دارد با اشخاص بزرگ مخصوصاً اشخاصى که دوستشان دارد صحبت خصوصى داشته باشد یا اگر رابطه‏ى عاطفى بین دو نفر باشد، خیلى دلش مى‏خواهد که تنهایى و خصوصى با او صحبت کند، هر چند چیزى هم از او نخواهد. همین صحبت کردن با او موضوعیت دارد. بطور طبیعى مؤمن و کسى که عظمت خدا را درک مى‏کند، نعمت‏هاى خدا را مى‏شناسد و مى‏داند که چقدر به او رأفت و رحمت دارد، باید دلش بخواهد با خدا صحبت کند. ولى متأسفانه بسیارى از اوقات اراده‏اى در آدم پیدا نمى‏شود و چندان علاقه‏اى ندارد که جاى خلوتى برود و با خدا صحبت کند. در ماه مبارک رمضان که بهار دعا و مناجات است - بنده خودم را عرض مى‏کنم - اگر یک دعاى افتتاحى، دعاى ابوحمزه‏اى مى‏خوانیم براى خالى نبودن عریضه است تا ثوابى ببریم. اما اینکه آدم علاقه داشته باشد که بنشیند با خدا درد دل کند و خصوصى صحبت کند، این حال همیشه پیدا نمى‏شود. اگر الان به شما بگویند که هر کدام از آقایان، مایل هستند یک وقت خصوصى، پنج دقیقه، بروند تهران با مقام معظم رهبرى خصوصى صحبت کنند، کیست که داوطلب نشود؟ همه داوطلب مى‏شوند، مسابقه مى‏گذارند. چرا؟ او شخصیت عظیمى است، دوست داشتنى است. آدم کسى را که دوست دارد دلش مى‏خواهد با او صحبت کند، حالا ضمناً اگر یک درخواستى هم داشت عرض مى‏کند؛ درخواستى هم نداشت، همین صحبت کردن برایش مطلوبیت دارد. چطور ما با خدا این گونه نیستیم؟ با اینکه خدا خودش دعوت مى‏کند که بیایید، با من خصوصى صحبت کنید، من فورى جوابتان را مى‏دهم. وقتى نیمه شب بنده مى‏گوید «یا رب»، خدا مى‏گوید «لَبَّیْکَ عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِکَ وَ تَوَکَّلْ عَلَیَّ أَکْفِکَ7»؛ از من درخواست کن تا به تو بدهم، بر من توکل کن تا کفایتت کنم. خوب، انسان یک چنین خدایى داشته باشد، او هم دعوت مى‏کند، آن وقت ما ناز بکنیم و نرویم، خواب را ترجیح بدهیم. چرا؟ مسلّماً آفتى در ما است، ایمان این را اقتضاء نمى‏کند.

چرا از مناجات لذت نمى‏بریم؟

چه چیز موجب مى‏شود که انسان دوست نداشته باشد با خدا مناجات کند؟ خدا خیلى جاها خودش فرموده که اگر کسانى، بعضى از ویژگى‏ها را داشته باشند، من شیرینىِ مناجاتم را از کام آنها بر مى‏دارم، «لَا أُذِیقُهُ حَلَاوَةَ مَحَبَّتِی8»؛ روایتى از پیغمبر اکرم(ص) است که مى‏فرمایند: «قال‏ الله سبحانه إذا علمت أن الغالب على عبدی الاشتغال بی نقلت شهوته فی مسألتی و مناجاتی9»؛ خدا مى‏فرماید که اگر دیدم که بنده‏ام اغلب‏ اوقاتش را صرف من مى‏کند، به فکر من است، یعنى به فکر این است که چه تکلیفى دارد تا انجام بدهد، یا از چه نهى شده است که اجتناب کند - ممکن است لحظات و ساعاتى رفتارهاى نامناسبى هم داشته باشد - تمایلات او را سوق مى‏دهم به طرف گفتگو و مناجات با خودم. به جاى اینکه تمایل به امور پست و حیوانى داشته باشد، اصلا علاقه‏اش به این جهت مى‏شود که با خدا صحبت کند. این لطفى است که خدا به او مى‏کند. اگر کسانى باشند که بیشتر اوقات یا خداى ناکرده همه‏ى اوقاتشان، فکر لذائذ دنیا باشند؛ فکر این هستند که چه غذایى لذیذتر است، چه جایى مناسب‏تر است، چه لباسى زیباتر، چه فیلمى لذتبخش‏تر است، مجالست با چه کسى شیرین‏تر است، چه پست و مقامى مى‏توانند به دست بیاورند، خدا هم اجازه نمى‏دهد که با او مناجات کنند.

دوستان من را با دنیا چه کار؟!

خداى متعال به حضرت داوود(ع) وحى فرمود: «ما لأولیائی و الهمّ بالدنی10»؛ دوستان من را با فکر دنیا چه کار؟ چرا کسانى که ادّعاى دوستى من مى‏کنند، همّ و غمّشان به امور دنیا تعلّق مى‏گیرد؟ نیازهایشان را من برطرف مى‏کنم، چرا آنها غصّه‏اش را مى‏خورند؟ «إن الهم یذهب حلاوة مناجاتی من قلوبهم»؛ همّ و غمّ دنیا حلاوت مناجات را از آنها سلب خواهد کرد. اگر گاهى هم موفق شوند با حال کسالت دعاى ابوحمزه‏اى بخوانند، حلاوتى درک نمى‏کنند، دعایى مى‏خوانند براى اینکه ثوابى ببرند. حداکثر به امید اینکه گناهشان آمرزیده شود. امّا اینکه لذّت ببرند و دنبال این بگردند تا فرصت مناجات پیدا کنند موفق نخواهند شد. روایت دیگرى هست که براى ما کوبنده‏تر هست! از احادیث قدسیه است که ناقلش حضرت صادق‏(ع) است. فرمود: «أَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ(ع) لَا تَجْعَلْ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْیَا فَیَصُدَّکَ عَنْ طَرِیقِ مَحَبَّتِی فَإِنَّ أُولَئِکَ قُطَّاعُ طَرِیقِ عِبَادِیَ الْمُرِیدِینَ11»؛ خداى متعال به حضرت داوود وحى کرد یا داوود میان من و خودت عالِم دنیازده را واسطه قرار نده. کسى که شیفته‏ى دنیاست، ولو عالِم باشد، مقامات علمى بالا هم داشته باشد، چنین عالمى راهزن دلهاى دوستان من است. بندگانى که مى‏خواهند به طرف من بیایند، راهنما مى‏خواهند. خیال مى‏کنند چون این عالِم است مى‏تواند راهنمایشان باشد، اما خبر ندارند که این دزدى است که با چراغ آمده. بعد مى‏فرماید: عقوبتى که براى اینها در نظر گرفتم، کمترینش این است که حلاوت مناجاتم را از دل اینها بر مى‏دارم. عالِمِ دنیازده، شیرینى مناجات خدا را درک نمى‏کند و طبعاً نمى‏تواند دیگران را به سوى خدا راهنمایى کند. سخن آخر این که ما اگر خودمان لیاقتى نداریم، به گدایى درِ خانه‏ى اهلبیت و به برکت شفاعت آنها، مورد عنایت الهى قرار بگیریم تا حال مناجاتى، حال توبه‏اى، حال عبادتى پیدا کنیم. آلودگى‏هایمان شسته شود و از این ماه شریف، پاک و پربار بیرون برویم، انشاءالله.

پی‌نوشت‌ها:

1. مجادله / 12.

2. ر.ک: بحار الانوار، ج 30، ص 376.

3. مجادله / 9.

4. وسائل‏الشیعة، ج 1، ص 311.

5. فضائل‏الأشهرالثلاثة، ص 107.

6. مستدرک‏الوسائل، ج 5، ص 207.

7. مستدرک الوسائل، ج‏5، ص‏207، روایت 5708.

8. مستدرک‏الوسائل، ج 12، ص 36.

9. بحارالأنوار، ج 90، ص 162.

10. بحارالأنوار، ج 79، ص 143.

11. الکافی، ج 1، ص 46.

[ ۱۳۸٩/۱۱/۱٤ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]

کلاس اول خواندیم آن مرد در باران آمد

.

.

.



اکنون می فهمیم تا آن مرد نیاید باران نخواهد آمد...

نقل از متن های زیبا

[ ۱۳۸٩/۱۱/۱۳ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]

آیا تا به حال گفته اید

کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت

امشب آخرین  و آخرین فرصت ماست

بیایید برای خود و دیگران سرنوشتی نو بخواهیم

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا 

اللهم اهدنا الصراط المسقیم

   آمین آمین

التماس دعا

[ ۱۳۸٩/٦/۱۱ ] [ ٩:٥۱ ‎ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]

خوشا به حال آنان که شب قدر را قدر دانستند

شب قدر است و محتاج دعاییم

زعمق دل دعایی کن برایم

اگر امشب به معشوقت رسیدی

خدا را در میان اشک دیدی

کمی هم نزد او یادی زما کن

کمی هم جای او مارا صدا کن

بگو یارب فلانی رو سیاه است

دو دستش خالی و غرق گناه است

بگو یارب تو دریای خروشان

کمی هماز رحمتت بر وی بنوشان

التماس دعا

[ ۱۳۸٩/٦/۱٠ ] [ ۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]

بسم الله الرحمن الرحیم

پروردگارا : درود فرست بر محمد وآل محمد و مقام ایمان مرا به حّد اکمل برسان و مقام یقینم را برترین مقام یقین قرار ده و عملم را نیکوترین اعمال مقرّر فرما.

و به لطف و کرمت نیّتم را وافر و مقام یقینم را صحیح بدار و به قدرت ( کاملة خویش ) هر عمل فاسدی از من سرزده اصلاح فرما.

 

پروردگارا : درود فرست بر محمد وآل محمد و تو اموری که اهتمام به آنها ، مرا مشغول می سازد کفایت فرما و در مقابل مرا به کاری که فردای قیامت از من خواستاری مشغول دار و در ایّام عمرم فراغتی بخش تا به کاری که برای آنم آفریده ای پردازم و مرا از خلق بی نیاز گردان و رزق وسیع عطا فرما و مرا عزّت بخش و به فکر و مرض تکبّر و خودپسندی مبتلا مگردان و به عبادت خالص خود مشغولم دار و عبادتم را به عجب و غرور باطل مساز و به دستم کارهای خیر برای مردم جاری ساز و آن کار خیر را به واسطة منّت ضایع و نابود مگردان و مرا عالیترین اخلاق کرامت فرما واز فخر و مباهات نیز محفوظم دار.

 

پروردگارا : درود فرست بر محمد وآل محمد و به هر درجه که مرا نزد خلق رفعت و بلندی عطا می کنی به همان درجه مرا نزد خودم پست و ذلیل گردان و به هر عزّت که درظاهر به من عطا فرمودی همان قدر ذلّت و حقارت به باطن ذاتم کرم فرما.

آمین یارب العالمین

3/10/84 12نیمه شب

[ ۱۳۸٩/٦/٩ ] [ ٢:۳٥ ‎ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا به تو شکایت میکنم از نفس زشتم که مرابسیار به بدیها وا میدارد. و به هرخطا سبقت می گیرد وبه معصیت بسیار حریص است . ومرا به معرض خشم وغضب می افکند. ومرا دائم به راه هلاکت می کشاند ونزد توام خوارترین هلاک شدگان خواهد.این نفس زشت طفره و تعللش در طاعت بسیار و حرص آن به دنیا دراز است . اگر شری به او روی آورد بیتابی نموده واگر خیری رسد منع احسان میکند .بسیار مایل به لهو ولعب و پر ازغفلت وفراموشی است.به سرعت مرابه مهالک و خطرات میکشد وتوبه ام رابه وعده به تاخیر می افکند .

مهربان خدایا ! به تو شکایت میکنم از دشمنی نفس که مرا گمراه میکند و ازشیطانی که مرا به را باطل میکشد و سینهام را پر از وسوسه وخیالات فاسد میگرداند و اوهام او بر دلم احاطه میکند تابه هوا پرستیم مدد کرده و حب دنیا را برمن جلوه میدهد و میان من طاعت و مقام قربت فاصله می افکند

خدایا ! به تو شکایت میکنم از دلی که به دست وسوسه سخت گردد و زنگار خودسری و خوی خوی زشت در پوشد . واز چشمی که از خوف تو مهربان اشک نریزد و به هرچه خوشش اید نظر اندازد    

30/10/84    

2نیمه شب  

[ ۱۳۸٩/٦/٩ ] [ ٢:۳٠ ‎ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]

در روایتى آمده که فضالة به واسطه معاویة بن عمّار [یا: فضالة بن معاویة بن عمّار] مى گوید: به امام صادق (ع ) عرض کردم : دو نفر در یک لحظه شروع به خواندن نماز مى کنند، یکى در نماز قرآن مى خواند و قرائتش ‍بیشتر از دعاست ، و دیگرى دعایش افزون از تلاوت قرآن ، و در یک لحظه نماز را به آخر مى رسانند، کدامیک از این دو افضل و برتر است ؛ حضرت فرمود: هر دو فضیلت دارد، هر دو زیباست .
وى مى گوید: عرض کردم : مى دانم که هر دو زیبا است و فضیلت دارد. کدام برتر است ؟ حضرت فرمود: دعا، برتر است . آیا فرمایش خداوند متعال را نشنیده اى که مى فرماید:
اءُدْعُونى ، اءَسْتَجِبْ لَکُمْ، إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِروُنَ عَنْ عِبادَتى ، سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ.
-
و پروردگارتان فرمود که : مرا بخوانید، تا دعایتان را براى شما اجابت کنم ،

براستى کسانى که از پرستش و عبادت من گردنکشى کنند، با حالت خوارى و ذلّت وارد جهنّم خواهند شد.
به خدا سوگند مقصود از عبادت در آیه شریفه دعاست ، به خدا سوگند آن افضل است . آیا آن عبادت نیست ؟ و حضرت دوبار فرمود: به خدا سوگند عبادت همان دعاست و بعد فرمود:، آیا دعا استوارترین عبادت نیست ؟! سپس دوبار افزود: به خدا سوگند دعا، محکم ترین عبادت است .
در روایت دیگر آمده که از امام باقر(ع ) پرسیده شد کدامیک از این دو در نماز افضل است : بیشتر قرآن خواندن ، یا طول دادن رکوع و سجود؟ حضرت فرمود: بسیار درنگ کردن در رکوع و سجود. مگر کلام خداوند متعال را نشنیده اى که مى فرماید:
- پس هر مقدار از قرآن را که مُیَسَّر بود قرائت کنید، ولى نماز را کاملاً بپادارید.
مسلّماً مقصود خداوند از اقامه و بپا داشتن نماز بسیار درنگ کردن در رکوع و سجود و طول دادن آن دو است .
راوى مى گوید عرض کردم : کدامیک از این دو افضل است : قرائت بسیار یا دعاى بسیار؟ حضرت فرمود: دعاى بیشتر. مگر فرمایش خداوند متعال را نشنیده اى که مى فرماید:
- بگو: اگر دعایتان نبود، پروردگارتان چه اعتنایى به شما داشت ؟!
                                                                                      

از دیدگاه عقل
اکنون مى گویم از لحاظ عقلى نیز مى توان وجهى موافق با آنچه که پیرامون افضل بودن دعا از قرائت قرآن روایت شده یافت . و آن اینکه :
1-
مسلّماً این گونه نیست که هرکس کلام خداوند - جلّ جلاله - را بخواند، به خدا معرفت داشته باشد، و قدر کلام الهى را بشناسد، و با تلاوت خویش خشنودى خدا را بخواهد؛ ولى امکان ندارد کسى دعا و درخواست و آرزو کند و کسى را که مى خواند و از او درخواست مى کند و آرزوى خویش را از او مى خواهد، یعنى خداوند - جلّ جلاله - را نشناسد؛ بنابراین ، دعا همواره مشتمل است بر:
الف و ب - معرفت به ذات و صفات خداوندى که او را مى خواند.
ج - شناخت پیامبرى (ص ) که مردم را به سوى او دعوت مى نماید.
د - معرفت به واگذارى امور خود به خدا و درخواست و طلب از پیشگاه او.
ه‍ - ادب نیازمندى به خدا.
و - دلبستگى و تعلّق خاطر به اعتماد و تکیه بر خدا.
ز - معجزه ها و کراماتى که در نزد هرکس که دعاهایش مستجاب شده و حوائجش برآورده شده و ناراحتیهاى شدیدش برطرف شده ، تحقّق یافته است .
و اینها همگى فایده ها و مَواهبى هستند که فضیلت آنها افزون و جایگاهش دو چندان و بیش از دیگر امور همسانِ آن است ، و براى هر کس ‍ که به معناى آنها پى برد، به روشنى بر امور دیگر ترجیح دارد.
ممکن است کسى اشکال کند و بگوید: گاهى غیر عارفین به خدا نیز دعا مى کنند.
جواب این سخن آن است که حتّى دشمن خداوند - جلّ جلاله - یعنى ابلیس نیز با دعا کردن و درخواست از خداوند منتفع شده ، آنجا که گفت : مرا از مهلت داده شدگان قرار ده ، و خداوند - جلّ جلاله - درخواست او را اجابت نموده و فرمود:
یعنی براستى که تا روز مشخّص و معلوم ، از مهلت داده شدگان هستى .
لیکن امکان ندارد همان گونه که ابلیس به خاطر درخواست و دعا کردنش منتفع شد، کسى دشمنِ خداوند - جلّ جلاله - باشد و در حال عداوت و دشمنى ، به خاطر خواندن قرآن شریف ثواب داده شده ، و به ثمره آن نایل گردد.
2-
از دیگر مرجّحات عقلى دعا بر تلاوت قرآن این است که : کسى که درخواست و دعا مى کند، به همان اندازه اى که در حاجت خویش به او نیاز و اضطرار دارد، به او توجّه نموده و در پیشگاهش اظهار خشوع و فروتنى مى نماید، بنابراین از آنجا که نیازمندیها و حوائج مردم به خداوند - جلّ جلاله - در زندگانى دنیا بسیار است ، دعا کننده نیز بسان شخص مضطرّ، ناچار از اخلاصِ عبودیّت و بندگى است ؛ لیکن تلاوت قرآن شریف در غالب اوقات از این حالتها خالى است ، بلکه چه بسا انسان قرآن را با حالت غفلت تلاوت مى نماید، و در نتیجه خود این کار [در نزد اهل کمال ] محسوب مى شود.
                                                           فلاح السائل،سید بن طاوس،فصل پنجم)

[ ۱۳۸٩/٥/٢٩ ] [ ۱:٤۱ ‎ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من .... من که شیطان است اما یه بنده خدا که خیلی دوست داره بنده باشه اما بیشتر شرمنده میشه تا بنده میخوام اینجا با کمک دوستان تمرین بندگی کنم که بعدش بتونم زندگی کنم پس لطفا نظر بدهید که نظرات شما مهم .... yebandeiekhoda@yahoo.com
لینک های مفید
RSS Feed



weather Tools Pichak.net--->

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس



statistics




انتظار واقعی