|
السلام علیک یا ابا صالح المهدی دردسر گردید یارب زندگی حیف شد.شد بندگی شرمندگی
| ||
|
از زبان "استاد سخن حاج حسین انصاریان": شهید وقتی که لحظه جان دادنش می رسد، ملک الموت حرکت میکند ؛ خطاب می رسد: کجا می روی ؟ می گوید : "یک نفر میخواهد بمیرد، شما هم از اول خلقت آدم به من مسئولیت دادید که جانها را بگیرم ." خطاب می رسد : بنشین ؛ جان شهید را خودم باید بگیرم . بین من و او حجابی نیست . تو در حدی نیستی که بتوانی جان او را بگیری ...
یاد جمله معروف امام می افتم که گفت: شهادت هنر مردان خداست
اللهم ارزقنا شهادت فی السبیلک آمین [ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ٩:٤٩ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
یه بیت شعر معروفی است که میگه نباشد از شهیدان دور گردیم به ذلت رهسپار گور گردیم با اجازتون این بیت رو اصلاح کردم بنا شُد از شهیدان دور گردیم به ذلت رهسپار گور گردیم
اللهم ارزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک
دعا کنید تا ما هم لیاقت شهادت پیدا کنیم آمین آمین
[ ۱۳٩٠/٧/۱ ] [ ٢:٤۸ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
امشب دلم خیلی گرفت راستش نمیدونم چرا ؟ اما به مختار عادت کرده بودم .. دلم خیلی میخواست منم اونجا بودم (البته نه تو فیلم قیام واقعی )
امشب که به آرزوش رسید.. تجسم کن وقتی مختار (واقعی )شهید شد و روحش به عالم بالا پر میکشیده چه کسایی به استقبالش اومده بودن............ میتونین تصور کنین.....
اما یه چیزی خیلی نگرانم کرد وقتی بعضی ها با اون شوق و شور که با مختار بودن تو یه لحظه بخاطر شیرینی جان از هدفشون دست کشیدن و تازه اونم فقط به خاطر یک روز بیشر زنده بودن عزتشون رو فروختن. اره بعد از دیدن اون سکانس دلم هوری ریخت.... ما که این همه ادعا مون میشه و میگیم اگه ما بودیم ال و بل میکردیم در لحظه انتخاب چه کار میکنیم........... ...........یعنی ما از کدوم دسته ایم
دعا کنین و اسه خودتون خودمون هممون لطفا هممون رو دعا کنین اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
این دعا نقل شده که همیشه بخوانید و خودمونیش هم اینه که خداا عاقبت ما رو بخیر گردان...... آمین
[ ۱۳٩٠/٥/۸ ] [ ۱:٢٤ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
ما آدم ها معمولا عادت داریم که فیلم ها و سریال ها و برنامه های تلویزیونی را با حسی همراه با تعلیق و هیجان پیگیری کنیم. وقتی کسی میخواهد پایان فیلمی را برایمان شرح دهد، از او میخواهیم که «نه! اجازه بده خودم آخرش را ببینم!»
حتی آن قدیمها که تلویزیون پخش زنده مسابقات فوتبال را نداشت و بازیها با چند ساعت تاخیر پخش میشد، گزارشگر برنامه طوری بازی فوتبال را گزارش میکرد که گویا اصلا از نتیجه خبر ندارد! (شاید هم واقعا خبر نداشت و او هم مثل بینندهها منتظر پایان بازی بود!) البته در این میان، فیلمها و سریالهایی هم وجود دارند که تقریبا همه ما پایانش را خوب میدانیم، اما باز هم پیگیرش هستیم و گاهی حتی منتظر تغییری غیرمنتظره در پایانش! مثل سریالهای تاریخی. کاش مالک اشتر ده قدم جلوتر برود و خیمه معاویه را بر سرش خراب کند. کاش حر راه امام حسین را نبندد. کاش مسلم، ابن زیاد را بکشد. کاش و کاش و کاش … تا دلتان بخواهد از این آرزوهای بیثمر تاریخی وجود دارد. حالا هم نوبت مختار شده. از دو سه قسمت قبل و دقیقا از وقتی که محاسن جناب مختار، به سپیدی گرایش پیدا کرد، ته قلب ما هم کمی لرزید. فهمیدیم که به آخر سریال و در حقیقت به آخر عمر مختار و قیام او رسیدهایم! و این بار هم مثل همیشه، کاش مختار پیروز شود! فکر نمیکنم امروز کسی بر ما خرده بگیرد که چرا آخرش را لو دادهایم؟! عنقریب است که مختار ثقفی بعد از نبرد نابرابر با سپاه مصعب بن زبیر، ناگزیر عقب نشینی کند و به کوشک پناه ببرد. مصعب به کوفه بیاید و کوفیان هم که از دست مختار به ستوه آمدهاند، به مصعب بپیوندند و همراه او کوشک را محاصره کنند! «تشنگی و گرسنگی عرضه را بر مختار و یارانش تنگ کرده بود. مختار به یارانش گفت: «با من همراه شوید تا به استقبال مرگی شرافتمندانه برویم» اطاعت نکردند. مختار سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! به اندازه وسع خود آل محمد (ص) را یاری کردم، مرا با آنان مجشور کن» آنگاه فرمان داد در کوشک را باز کنند و همراه با نوزده جنگاور شیعی به سپاه مصعب حملهور شد. تمام روز را تشنه و گرسنه میجنگید و در حالی که یاران وی یکی پس از دیگری به خاک میافتادند، کوچه به کوچه دشمن را به گریز وا میداشت، در حالی که بیوفایان کوفی همراه با زنان و کودکان از پشت بامها به سویش سنگ پرتاب میکردند. مختار به یاد آورد که با مسلم بن عقیل نیز چنین کردهاند. تا پاسی از شب میجنگید. اباعمره و غلامش «خیر» آخرین کسانی بودند که در کنار او همچون مولایش حسین بن علی (ع) تشنه به شهادت رسیدند. تشنگی و خستگی مختار را به ستوه آورده بود. زره خود را از تن درآورد و کلاهخود را پرتاب کرد و به انبوه دشمنان هجوم برد. صدها تیر و نیزه و شمشیر او را در حالی که میگفت: «یا محمد یا علی» شهید کردند… مصعب به دارالاماره وارد شد و ننگ ابدی را به جان خرید. زن مختار و کودک او را کشت و ثابت کرد دشمنان شیعیان، فرومایهترین پیروان شیطانند.» (قیام مختار – یوسفلی میرشکاک) **** آدم اینها را که میبیند، با خودش میگوید کاش تاریخ این قدر بیرحم و عاطفه نبود. نه. درستش این است که بگوییم کاش آدمها از تاریخ عبرت میگرفتند. مبادا که خودمان عبرت آیندگان بشویم!
نقل از آهستان [ ۱۳٩٠/٤/٢٥ ] [ ۱:٤٠ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
ایام سورگواری تعزیت بانوی دو عالم حضرت فاطمه سلام الله علیها را تسلیت عرض می نمایم
دعا کنیم به احترام این بانوی بزرگ خداوند در فرج آقا امام عر ارواحنا له فدا تعجیل فرموده و تمام مسلمانان بخصوص شیعیان مظلوم بحرین را از چنگال دد منشان وهابی برهاند خداوند لعنت کند بر اولین ظلم کننده بر محمد و آل محمد و تابعان اکنون آنها آمین آمین
اللهم عجل لولیک الفرج [ ۱۳٩٠/٢/۱٥ ] [ ۱:۱۳ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
دعا کنید تا توفیق پیدا کنیم کاری برای شیعیان مردم بحرین بکنیم ....... از مرگ بر گفتن و راه÷یمایی خسته شدیم... خدایا لیاقت و درایت و شجاعت بده تا...... اللهم عجل لولیک الفرج اره شمام پاشین برین خودتون دوستاتون برای چندمین بار ..........تا جیبهای عربهای بی غیرت پرکنیم.)(یکبار رفتین کافیه ) آره تنها راه نجات همینه و بس خدایا آقارو برسان خواهش میکنیم التماس میکنم ظهورآقا رو برسان تا در زیر پرچم او حق ال علی وشیعیان رو بگیریم..... دعا کنید دعا کنید دعا کنید..... اللهم عجل لولیک الفرج راستش یه عکسهای منتشر نشده ای دیدم که نتونستم تو وب بذارم اگه دلشو دارین تو آدرس زیر هست .....اما توصیه نمیکنم ببینین. http://beheshte-khoban.blogfa.com/post-154.aspx
راستی ÷رچم سیاه برای وبلاگ متن روcopy کنین در کدهای اختصاصی وبلاگتون paste کنین و ذخیره کنین
<script language='JavaScript' type='text/javascript' src='http://persianweblog.ir/sympathy/black-2.js'></script>
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٧ ] [ ٢:٠٥ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||