|
السلام علیک یا ابا صالح المهدی دردسر گردید یارب زندگی حیف شد.شد بندگی شرمندگی
| |||
|
مکه نرفته بود پنج سال پیش که به این محل آمد روز عید قربان دو تا گوسفند قربانی کرد و گوشت آن را بین اهل محل تقسیم کرد و از آن روز همه او را حاج آقا صدا میکنند ولی چون اکبرآقا پول قربانی را هر سال به موسسات خیریه میدهد همه فراموش کردند او پنج سال پیش به مکه رفته است [ ۱۳٩٠/٩/٢٠ ] [ ۸:٥٢ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
[ ۱۳٩٠/۸/۱٧ ] [ ۸:٠٧ ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]
سلام راستش یه مدتیه یه سوالاتی ذهنم به خودش مشغول کرده از شما کمک میخوام تا لطف کنین این معما ها واسم حل شه البته فکرهای بد نکنین به قول حضرت ابراهیم میخوام ایمانم تکمیل بشه من یه مدتیه یه مشکلی واسم پیش اومده که ازتون میخوام راهنماییم بکنین
وقتی دعا میکنیم انتظار داریم دعامون مستجاب بشه چون خدا خودش قول به استجابت داده اما بعد یه مدت که اجابت نشد اول میگیم صلاحمون نبود اما وقتی هی این عمل تکرار میشه یه فکرهای دیگه ای میکنیم وقتی هم عادت کردیم به عدم اجابت دعا کم کم دیگه حال دعا کردن هم نداریم . فکر میکنم من اگه دعا بکنم یا نکنم خدا که باهام کاری نداره هرکاری خودش دوس داره میکنه لطفهایی هم که بهت میکنه از سر کرمشه و کاری بهم نداره بعضی وقتها هم وقتی مشکلات عجیب غریب مردم رو میبینم (مثلا سومالی. یا همین مادری که 10ساله بچه هاش مریضن یا اون دختر 18 ساله پاکستانی یا صبا ووووووووووو هزاران هزار مورد دیگر) با خودم فکر میکنم اگه قرار بود دعایی اجابت بشه باید دعای اونها اجابت بشه یا اگه نوبتی باشه اونا واجب ترن و به قول یه دوستم گه میگفتم من اگه فلان مبلغ پول داشتم میرفتم میدادم به اونهایی که از خدا پول میخوان تا دیگه وقت خدارو نگیرن و مال خودم باشه حال شما بگین با این همه مردم این همه گرفتاری مشکلات مردم و... .... دعا کردن ....... یه چیز هم بگم دعا های معمولی روزمره رو نمیگم (همون دعا کوچیک هایی که هروز میکنم و اگه نکنیم هم خدا از لطفش خودش جور میکنه) من به این نتیجه رسیدم که ما باید دعاهایی بکنیم که در حد خودمون باشه مثلا یه مثال مادی که میشه زد یه فردی که ماهی 500 حقوق میگیره با دو سر عائله و اجاره مسکن و غیره دعاهاش هم باید همین قدری باشه مثلا از خدا یه خودرو حداکثر 4 میلیونی بخواد اونم تازه بعداز چندسال پس انداز دیگه خونه نخواد یا ماشین خوب و سفر و ... نخواد یا مکه و مدینه نخواد فوق فوقش مشهد بخواد اونوقت این دعا هاش بعد از مدتی مستجاب میشه و انم خوشبحالش میشه اما اگه خونه مناسب و خودروی مناسب بخواد اون وقت میبینه که .......... اجابت بی اجابت... منتظر جوابهاتون هستم راستیبه این آدرس هم حتما سر بزنین http://www.gtalk.ir/post904531.htm)l [ ۱۳٩٠/٦/٢٢ ] [ ٥:٥٢ ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...
[ ۱۳۸٩/۱٢/٤ ] [ ۱۱:۱٢ ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]
با وجود این حقیقت که شیطان در عمل گمراه کردن انسان ها، محدودیت ها و ناتوانی هایی دارد که نداشتن استدلال و منطق از آن جمله است، توانمندی و استعدادهایی هم به اذن خدا در او وجود دارد که محورهای نفوذ جهت القاء و اغوای او معروف هستند.
ذیلاً به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
1- ایجاد وسوسه در انسان: شیطان از طریق القای شک و تردید در افکار و اعمال عقلانی و متمایل کردن افراد به خواهش های بی تعادل نفسانی، آنها را دچار وسوسه نموده و مقدمه انجام عمل خلاف را فراهم می آورد.
ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/۱۱/٢٩ ] [ ۳:۱۸ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
لذّت مناجات یکی از راه های لذّت بردن از مناجات، دقّت در معانی ادعیه و آیات و روایات است. آشنایی با زبان عربی اگر هیچ فایده ای نداشته باشد، بهترین برکت آن فهم معنای بسیاری از آیات و روایات است. خواندن و شنیدن شرح و توضیح بزرگان در مورد دعاها هم بسیار مناسب است. در هنگام خواندن مناجات نیز باید خود را در فضای دعا قرار دهیم تا حال دعا و مناجات پیدا کنیم. راه دیگر لذّت مناجات، انتخاب زمان و مکان مناسب برای آن است. توصیه می شود سحر و قبل از اذان صبح را برای خواندن دعا و قرآن انتخاب کنید. یکی از بزرگان می فرمود: «اهل گناه، اول تا آخر شب بیدار هستند و نزدیک سحر می خوابند. آن زمان این افراد گناه نمی کنند و فضای سحرگاه، سالم است». در روایات هم آمده است که هنگام سحر، درهای بهشت باز می شود. تلاش کنیم در این وقت با کارهایی مثل بیرون رفتن از خانه و نرمش مختصر برای خود نشاط ایجاد کنیم. مرحوم آقای قاضی نوشیدن چای و تناول انگور را در ایجاد نشاط و رفع خواب آلودگی مؤثر می دانستند. دقّت در انتخاب دعا و نحوه خواندن آن هم تأثیر خود را دارد. مرحوم میرزا جواد آقاملکی تبریزی توصیه می کنند که فرازهایی از دعا را حفظ کنید. اگر زبان عربی نمی دانیم، خوب است که ترجمه دعا یا قرآن را بخوانیم. در مناجات یک روش و شیوه خاص و یکسان برای همه ما دیکته نشده است. آیت الله بهجت (رحمه الله) می فرمود: «در حاشیه مفاتیح آورده است که برای زیارت اهل بیت علیهم السلام در عالم رؤیا برای افراد مختلف، ادعیه متفاوتی را یاد داده اند. این نشان می دهد که برای همه، یک نسخه نتیجه نمی دهد». ایشان هم چنین می فرمود: «به اعتقاد من باید همه دعاها را خواند تا ببینیم کدام یک جواب می دهد. یک دعا نخوانیم و بگوئیم اثر نکرد». انجام کارهایی مثل رفتن به قبرستان در غروب ماه مبارک رمضان و خواندن صد مرتبه سوره قدر و هدیه آن به اموات، اثر خوبی در احوال انسان دارد. از دیگر راه ها، خدعه به نفس در هنگام عبادات است. امام می فرمایند: «درانجام عبادات به نفس خود خدعه کن» مانند بچه ای که تا فریبش ندهیف کارش را کامل نمی کند. به عنوان مثال در نماز شب از همان ابتدا شروع به خواندن یازده رکعت نکنید. دربین نمازهای دو رکعتی گاهی جای خود را عوض کنید یا قرآن بخوانید یا مطالعه کنید. در این صورت است که نفس ما سختی عبادت را تحمل می کند و خسته نمی شود. بخشی از شناخت ما به وسیله علم حاصل می شود، امّا آن چه ما نیاز داریم، معرفت است که حالتی درونی دارد و آموختنی نیست. «واتّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللهُ»1 «إنّماهوَ نُورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فِی قَلبِ مَن یُریدُ أن یَهدِیَهُ»2 تلاش معنوی، نیازمند عبادت و بندگی خداست. «وَاعبُد ربَّکَ حَتّی یَأتِیکَ الیَقِینُ»3 اگر چه نماز و روزه هم نوعی بندگی است، اما بندگی محدود به این دو نمی شود. هر عمل پاکی که برای خدا و برای جلب رضایت او باشد، عبادت و بندگی است. هر عملی دو ویژگی می خواهد تا بندگی محقق شود: حسن فعلی و حسن فاعلی. هم خوب باشد و هم درست انجام شود. به عنوان مثال نمی توان قُربة إلی الله شراب خورد. اول باید اصل کار و سپس نیّت آن را درست کنیم. گاهی از اوقات، دیدن یک دوست، بازی کردن، خوابیدن و ... عبادت محسوب می شود. تلخی مرگ یا شیرینی وصل! وقتی حضرت عزرائیل (علیه السلام) می خواست جان حضرت ابراهیم (علیه السلام) را بگیرد، ابراهیم (علیه السلام) فرمود: «آیا تا به حال دیده ای که دوستی، دوست خود را بکشد؟» عزرائیل (علیه السلام) به خداوند عرضه داشت: «ابراهیم می گوید تا به حال دیده ای دوستی، دوستش را بکشد؟» خداوند فرمود: «عزرائیل به او بگو آیا دیده ای دوستی از ملاقات دوستش نفرت داشته باشد؟» عزرائیل بازگشت و پاسخ خدای متعال را به حضرت ابراهیم (علیه السلام) رساند و مرگ برای ابراهیم (علیه السلام) شیرین شد.4 آیت الله ناصری (دامت برکاته) می فرمود: «در سفری مرحوم حاج شیخ عبدالله پیاده (رضوان الله تعالی علیه) را با هواپیما به مشهد بردیم. ناگهان اعلام خطر کردند و خلبان گفت: کمربندها را ببندید. همه وحشت زده بودند ولی به این آقا وَجدی دست داده بود که تعجب ما را برانگیخته بود. بعد از مدتی خطر برطرف شد. ولی او محزون بود. گفتم: شیخ! چرا آن وقت که همه وحشت کرده بودند، تو خوشحال بودی؛ حالا که همه خوشحالند شما ناراحت هستی؟ گفت: یک لحظه احساس کردم خدا می خواهد ما را به ملاقات خویش ببرد؛ من عمری است دوستدار اویم و انتظار ملاقات او را می کشم». این مرد اهل آخرت است. با اهل دنیا فرق می کند. از ابوذر (رحمه الله) پرسیدند: چرا مردم دنیا از مردن می ترسند؟ فرمود: «چون آن طرف را خراب کرده اند، این جا برایشان آباد است. هیچ کس حاضر نیست از خانه آباد به خانه خراب برود».5 آن کسی که آن جا را آباد کرده، ذره ای ترس ندارد، بلکه می گوید: « فزتُ و ربِّ الکعبه؛ به خدای کعبه رستگار شدم». حال اگر به ما بگویند که قرار است صبح از دنیا برویم، چه احساسی داریم؟! آیا خوشحال می شویم یا ناراحت و ترسان؟ بیاییم از همین لحظه شروع کنیم و کاری کنیم که موجب جلب رضای خداوند باشد. ------------------------ پی نوشت ها: 1. سوره بقره، آیه 282 2. بحارالانوار ج67، ص 140 3. حجر، آیه 99 4. بحارالانوار ج6، ص 127 5. بحارالانوار ج22، ص 402 [ ۱۳۸٩/۱۱/۱٥ ] [ ۱٢:٢٤ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
مناجات یعنى چه؟
شاید در عرف ما مناجات همین مراسمى باشد که سحرهاى ماه رمضان در بلندگوها یا در مأذنهها، کسانى با صداى بلند، اشعار و دعاهایى مىخوانند؛ ولى این کیفیتها منظور نیست. کلمهى مناجات که با کلمهى نجوا همخانواده است، در اصل لغت به معناى در گوشى گفتن، راز گفتن و خصوصى صحبت کردن است. بعضى اصل مناجات را رازگویى قرار دادهاند. بعضى روى خلوت بودنش تکیه کردهاند و گفتهاند اصل معنا همان در خلوتبودن و خصوصىبودن صحبت است. اما وقتى در میان جمعى دو نفر مىخواهند خصوصى صحبت کنند که دیگرى نشنود ناچار آرام صحبت مىکنند؛ پس آرام صحبت کردن یا سرّى صحبت کردن اصل مناجات نیست. اصلش این است که گفتگو خصوصى باشد که از یک طرف لازمهاش در خلوت بودن است، و از یک طرف آهسته صحبت کردن. مناجات خواندن یا مناجات کردن؟! بنابراین مناجات با آهسته صحبت کردن بیشتر مناسبت دارد تا فریاد کشیدن و آواز خواندن. آنها خواندن مناجات است نه مناجات کردن. مثل اینکه دعاهایى که مىخوانیم دعا کردن نیست؛ بیشتر خواندن دعاست. یعنى دعایى است که پیامبر9 و ائمهى اطهار: و اولیاء خدا آن دعا را در یک موقعیت خاصى گفتهاند و ما آن را مىخوانیم و غالباً به صورت حکایت است و قصد انشاء در بسیارى از موارد نیست. بسیارند کسانى که دعا مىکنند یا اصلاً معنىاش را نمىدانند یا توجه به معنایش ندارند. یعنى دعا مىخوانند؛ نمىشود گفت دعا مىکنند. مناجاتها هم که بلند خوانده مىشود و گاهى به معنایش هم توجهى نیست، مناجات کردن نیست؛ این مناجات نامه خواندن است. مناجات با...؟ مناجات مىتواند بین دو انسان، بین انسان و خدا و مىتواند بین خدا و انسان باشد. در قرآن شریف آیاتى داریم مربوط به در گوشى گفتن مردم با همدیگر. زمانى کسانى براى اینکه خودشان را نزدیک به پیامبر اکرم(ص) نشان بدهند، براى خودشان یک تعیّنى قائل بودند، مىآمدند نزدیک به پیغمبر مىنشستند تا خصوصى با پیغمبر اکرم صحبت کنند. کسانى هم بودند که ایمان واقعى نداشتند یا منافق بودند مىخواستند حرفهایى بزنند که سایر مؤمنین اطلاع نداشته باشند. گاهى هم علیه مؤمنین توطئههایى مىکردند. آنها هم آرام صحبت مىکردند تا دیگران نشنوند، مؤمنان هم از این درگوشى گفتنها ناراحت مىشدند. در آن موردى که مىخواستند با پیغمبر اکرم(ص) خصوصى صحبت کنند، آیهاى نازل شد: کسانى که مىخواهند با پیغمبر درگوشى صحبت کنند، باید صدقهاى بدهند. آن وقت اجازه داده مىشود که با پیغمبر صحبت کنند؛ «فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَةً1» اما هیچ کس به این آیه عمل نکرد... فقط على(ع)... ...جز امیرالمؤمنین(ع). در روایتى دارد که ایشان یک دینار طلا داشتند، آن را تبدیل کردند به چند درهم نقره، و همهى آنها را براى صحبتهاى خصوصى با پیامبر اکرم(ص) به عنوان صدقه دادند اما بعد از آن هیچ کس دیگر صحبت خصوصى با پیغمبر را درخواست نکرد، بعد آیه نسخ این حکم نازل شد. حالا که ابا دارید از اینکه صدقهاى بپردازید دیگر نمىخواهد صدقه بدهید؛ تکلیف از شما برداشته شد2. بعد در روایات شیعه و سنى وارد شده که یکى از ویژگىهاى امیرالمؤمنین(ع) این است که تنها کسى است که به این آیهى شریفه عمل کردند، نه قبل از ایشان و نه بعد از ایشان کسى عمل نکرد و نخواهد کرد. در مورد آن درگوشىها و صحبتهاى خصوصى هم که افراد مىکردند و موجب حزن مؤمنین مىشد و گاهى مىخواستند توطئه بکنند، آیهاى نازل شد که «فَلا تَتَناجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ3»؛ اگر صحبت خصوصى مىکنید حتما در مورد کارهاى خیر یا براى کار خیرى باشد که مىخواهید دیگران متوجه نشوند. یعنى درگوشى گفتن فى حدّ نفسه در میان جمع منفى است، خلاف ادب است، مگر ضرورتى باشد.اصل این است که در میان جمع کسى درگوشى صحبت نکند تا موجب توهّم نشود. مناجات انسان با خدا گاهى انسان یک حالى پیدا مىکند که مىخواهد با خدا بلند صحبت کند، و گاهى نه، حالش جورى اقتضاء مىکند که آرام و خصوصى صحبت کند. مثلاً آدم وقتى مىخواهد به گناهان خودش اعتراف کند، به طور قاعده دوست ندارد دیگران متوجه شوند. گفتگوهاى دیگرى هم هست که ناشى از شدت محبت است، گفتگوهاى محبّتآمیز هم طبعش این نیست که بلند میان مردم داد کشیده بشود. این گفتگو، گفتگویى خصوصى است. «میان عاشق و معشوق رمزى است» این جا هم جاى مناجات است. تفاوت نجوا با ندا اما گاهى اقتضاء مىکند که آدم در یک گرفتارى و ناراحتى خدا را صدا بزند، کانّه از خدا دوریم! صدا مىکنیم که خدایا کجایى به داد من برس؛ اینجا ندا مىکند، جامع هر دویش دعاست، چه به صورت بلند باشد و چه به صورت آهسته، خصوصى باشد یا عمومى، همهاش دعا هست. اما در موردى که آدم خودش را در حالت دورى تصور مىکند آنجا ندا هست. در مناجات شعبانیه مىگوید: «الّلهم صل على محمد و آل محمد، واسمع ندائى اذا نادیتک»؛ وقتى نداء مىکنم، فریاد مىزنم، به فریاد من توجه کن. روایتى هم هست که حضرت موسى(ع) از خداى متعال سوال کرد «أَ بَعِیدٌ أَنْتَ مِنِّی فَأُنَادِیَکَ أَمْ قَرِیبٌ فَأُنَاجِیَکَ فَاَوْحَى اللهُ اِلَیْهِ اَنَا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَنىَ ... 4»؛ خدایا نزدیک هستى تا درگوشى با تو صحبت کنم، یا دور تا فریاد بزنم. خطاب شد که من از همه به تو نزدیکترم.
نجواى با محبوب بهطور طبیعى هر کسى دوست دارد با اشخاص بزرگ مخصوصاً اشخاصى که دوستشان دارد صحبت خصوصى داشته باشد یا اگر رابطهى عاطفى بین دو نفر باشد، خیلى دلش مىخواهد که تنهایى و خصوصى با او صحبت کند، هر چند چیزى هم از او نخواهد. همین صحبت کردن با او موضوعیت دارد. بطور طبیعى مؤمن و کسى که عظمت خدا را درک مىکند، نعمتهاى خدا را مىشناسد و مىداند که چقدر به او رأفت و رحمت دارد، باید دلش بخواهد با خدا صحبت کند. ولى متأسفانه بسیارى از اوقات ارادهاى در آدم پیدا نمىشود و چندان علاقهاى ندارد که جاى خلوتى برود و با خدا صحبت کند. در ماه مبارک رمضان که بهار دعا و مناجات است - بنده خودم را عرض مىکنم - اگر یک دعاى افتتاحى، دعاى ابوحمزهاى مىخوانیم براى خالى نبودن عریضه است تا ثوابى ببریم. اما اینکه آدم علاقه داشته باشد که بنشیند با خدا درد دل کند و خصوصى صحبت کند، این حال همیشه پیدا نمىشود. اگر الان به شما بگویند که هر کدام از آقایان، مایل هستند یک وقت خصوصى، پنج دقیقه، بروند تهران با مقام معظم رهبرى خصوصى صحبت کنند، کیست که داوطلب نشود؟ همه داوطلب مىشوند، مسابقه مىگذارند. چرا؟ او شخصیت عظیمى است، دوست داشتنى است. آدم کسى را که دوست دارد دلش مىخواهد با او صحبت کند، حالا ضمناً اگر یک درخواستى هم داشت عرض مىکند؛ درخواستى هم نداشت، همین صحبت کردن برایش مطلوبیت دارد. چطور ما با خدا این گونه نیستیم؟ با اینکه خدا خودش دعوت مىکند که بیایید، با من خصوصى صحبت کنید، من فورى جوابتان را مىدهم. وقتى نیمه شب بنده مىگوید «یا رب»، خدا مىگوید «لَبَّیْکَ عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِکَ وَ تَوَکَّلْ عَلَیَّ أَکْفِکَ7»؛ از من درخواست کن تا به تو بدهم، بر من توکل کن تا کفایتت کنم. خوب، انسان یک چنین خدایى داشته باشد، او هم دعوت مىکند، آن وقت ما ناز بکنیم و نرویم، خواب را ترجیح بدهیم. چرا؟ مسلّماً آفتى در ما است، ایمان این را اقتضاء نمىکند. چرا از مناجات لذت نمىبریم؟ چه چیز موجب مىشود که انسان دوست نداشته باشد با خدا مناجات کند؟ خدا خیلى جاها خودش فرموده که اگر کسانى، بعضى از ویژگىها را داشته باشند، من شیرینىِ مناجاتم را از کام آنها بر مىدارم، «لَا أُذِیقُهُ حَلَاوَةَ مَحَبَّتِی8»؛ روایتى از پیغمبر اکرم(ص) است که مىفرمایند: «قال الله سبحانه إذا علمت أن الغالب على عبدی الاشتغال بی نقلت شهوته فی مسألتی و مناجاتی9»؛ خدا مىفرماید که اگر دیدم که بندهام اغلب اوقاتش را صرف من مىکند، به فکر من است، یعنى به فکر این است که چه تکلیفى دارد تا انجام بدهد، یا از چه نهى شده است که اجتناب کند - ممکن است لحظات و ساعاتى رفتارهاى نامناسبى هم داشته باشد - تمایلات او را سوق مىدهم به طرف گفتگو و مناجات با خودم. به جاى اینکه تمایل به امور پست و حیوانى داشته باشد، اصلا علاقهاش به این جهت مىشود که با خدا صحبت کند. این لطفى است که خدا به او مىکند. اگر کسانى باشند که بیشتر اوقات یا خداى ناکرده همهى اوقاتشان، فکر لذائذ دنیا باشند؛ فکر این هستند که چه غذایى لذیذتر است، چه جایى مناسبتر است، چه لباسى زیباتر، چه فیلمى لذتبخشتر است، مجالست با چه کسى شیرینتر است، چه پست و مقامى مىتوانند به دست بیاورند، خدا هم اجازه نمىدهد که با او مناجات کنند. دوستان من را با دنیا چه کار؟! خداى متعال به حضرت داوود(ع) وحى فرمود: «ما لأولیائی و الهمّ بالدنی10»؛ دوستان من را با فکر دنیا چه کار؟ چرا کسانى که ادّعاى دوستى من مىکنند، همّ و غمّشان به امور دنیا تعلّق مىگیرد؟ نیازهایشان را من برطرف مىکنم، چرا آنها غصّهاش را مىخورند؟ «إن الهم یذهب حلاوة مناجاتی من قلوبهم»؛ همّ و غمّ دنیا حلاوت مناجات را از آنها سلب خواهد کرد. اگر گاهى هم موفق شوند با حال کسالت دعاى ابوحمزهاى بخوانند، حلاوتى درک نمىکنند، دعایى مىخوانند براى اینکه ثوابى ببرند. حداکثر به امید اینکه گناهشان آمرزیده شود. امّا اینکه لذّت ببرند و دنبال این بگردند تا فرصت مناجات پیدا کنند موفق نخواهند شد. روایت دیگرى هست که براى ما کوبندهتر هست! از احادیث قدسیه است که ناقلش حضرت صادق(ع) است. فرمود: «أَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ(ع) لَا تَجْعَلْ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْیَا فَیَصُدَّکَ عَنْ طَرِیقِ مَحَبَّتِی فَإِنَّ أُولَئِکَ قُطَّاعُ طَرِیقِ عِبَادِیَ الْمُرِیدِینَ11»؛ خداى متعال به حضرت داوود وحى کرد یا داوود میان من و خودت عالِم دنیازده را واسطه قرار نده. کسى که شیفتهى دنیاست، ولو عالِم باشد، مقامات علمى بالا هم داشته باشد، چنین عالمى راهزن دلهاى دوستان من است. بندگانى که مىخواهند به طرف من بیایند، راهنما مىخواهند. خیال مىکنند چون این عالِم است مىتواند راهنمایشان باشد، اما خبر ندارند که این دزدى است که با چراغ آمده. بعد مىفرماید: عقوبتى که براى اینها در نظر گرفتم، کمترینش این است که حلاوت مناجاتم را از دل اینها بر مىدارم. عالِمِ دنیازده، شیرینى مناجات خدا را درک نمىکند و طبعاً نمىتواند دیگران را به سوى خدا راهنمایى کند. سخن آخر این که ما اگر خودمان لیاقتى نداریم، به گدایى درِ خانهى اهلبیت و به برکت شفاعت آنها، مورد عنایت الهى قرار بگیریم تا حال مناجاتى، حال توبهاى، حال عبادتى پیدا کنیم. آلودگىهایمان شسته شود و از این ماه شریف، پاک و پربار بیرون برویم، انشاءالله. پینوشتها: 1. مجادله / 12. 2. ر.ک: بحار الانوار، ج 30، ص 376. 3. مجادله / 9. 4. وسائلالشیعة، ج 1، ص 311. 5. فضائلالأشهرالثلاثة، ص 107. 6. مستدرکالوسائل، ج 5، ص 207. 7. مستدرک الوسائل، ج5، ص207، روایت 5708. 8. مستدرکالوسائل، ج 12، ص 36. 9. بحارالأنوار، ج 90، ص 162. 10. بحارالأنوار، ج 79، ص 143. 11. الکافی، ج 1، ص 46. [ ۱۳۸٩/۱۱/۱٤ ] [ ۱۱:٤٢ ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]
ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است. [ ۱۳۸٩/٦/۳ ] [ ۱:٠۱ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
سخنان معصومان (رمضان ماه خدا)
[ ۱۳۸٩/٦/۳ ] [ ۱٢:٥٥ ق.ظ ] [ یه بنده خدا ]
برنامة بندگی
· زنهار باخداوند یکتا شریک قرار مده · جز خداوند هیچ معبودی را پرستش نکنید · در حق پدر و مادر نیکویی نمایید به آنهاحتی اُف نگویید. و همواره برای آنان متواضع و فروتن باشید و با ادب واحترام سخن گویید · حق خویشاوندان ، تهیدستان و در راه ماندگان را ادا کنید · ولیکن هرگز اسراف نکنید (قابل توجه دوستان در ماه مبارک رمضان) · میانه رو باشید · فرزندان خود را از بیم فقر و تنگدستی نکشید. مائیم که آنها و شما را روزی میدهیم · چشمهای خود را ازنگاههای حرام نگه دارید · هرگز به به کار ناشایست زنا نزدیک نشوید · زنهار خون ناحقی را نریزید · هرگز گرد مال یتیم نگردید مگر آنکه به نفع او قدمی بردارید · به عهد و پیمان وفادار باشید · و هرآنچه را که به کیل یا وزن می سنجید. تمام دهید · زنهار برآنچه یقین نداری پیروی مکن · هرگز در روی زمین با تکبر و منیّت راه مروید پس اگر نیکو کار باشید مورد لطف او واقع می شوید زیرا خداوند دربارة توبه کنندگان بسی آمرزنده است قسمتی از آیات سوره الاسری 3 نیمه شب 16 /8/84 [ ۱۳۸٩/٥/٢٩ ] [ ٢:۱۸ ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]
نماز شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است]. « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. » اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود. دعا در قنوت نماز آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: « اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. » قرآن آیت ا.. نجابت می فرمودند: آیت ا.. میرزا علی قاضی به مرحوم آیت ا.. شیخ علی محمد بروجردی (از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که: « هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود. » آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « چند سفارش ایشان عبارت است از: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان! » آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند: « دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً. آن قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی...» و نیز:« بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد. » نماز شب « اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. » علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! » حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید. » توسل به ائمه أطهار(ع) آیت ا.. سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: « .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. » محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است. دعا برای فرج امام زمان(ع) از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات الله علیه ـ در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در هم دعاها. آن مرحوم در هنگام اضطراب و ناراحتی های روحی، خواندن این کلمات را سفارش می کردند: « لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی من أن یحضرون إن الله هوالسمیع العلیم: هیچ معبودی جز خداوند یکتای بی شریک وجود ندارد و ستایش و حکومت مخصوص اوست و او بر هر کاری تواناست. از وسوسه های شیاطین به خدا پناه می برم و به تو پناه می برم ای پروردگارم از این که نزد من حاضر شوند. همانا خداوند شنوا و داناست. » حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.» بر شما باد به التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماست؛ و سجده معهوده از 500 مرتبه تا هزار بار. زیارت مشهد اعظم ـ برای کسی که مجاور آنجاست ـ در هر روز، و رفتن به مساجد معظمه در حد امکان و همین طور سایر مساجد، همانا مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب است! زیاد به زیارت و دیدار برادران نیک سیرت بروید، چرا که آنها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند. علامه لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟ در جواب فرمودند: « پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو: « اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء : بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد. » دعای کمیل و زیارت جامعه آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای جمعه تأکید داشتند. برادران عزیزم! ـ خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید ـ هشیار باشید که به ماههای حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمتهای باری تعالی بر ما؛ پس قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نمائیم با شرائط لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری نماییم. « مرحوم قاضی به همه سفارش می کردند این ذکر را قرائت کنند: استغفر الله الذی لا اله الا هو من جمیع ظلمی و جوری و إسرافی علی نفسی و أتوب إلیه : از خداوند که معبودی جز او نیست به خاطر تمامی ظلم ها و گناهانم و ستمی که بر خود روا داشته ام طلب بخشش می کنم و به سوی او باز می گردم. » « مرحوم قاضی قرائت دعای زیر( دعای سریع الاجابه، مفاتیح الجنان ) را به مدت چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید می دانستند: إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟ إلهی أذا لم أسئلک فتعطین فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک فستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین. » آقای قاضی به وی نصیحت کرده است: که هر روز خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن « آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع نوره...» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند. و چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش از مرحوم قاضی بوده است. این دعا با مختصر اختلافی در لفظ، در «مهج الدعوات» ص 108 مرحوم سید بن طاووس موجود است که آن را از محمد ابن حنیفه از رسول خدا (ص) روایت نموده است و برای آن آثار و خواص عجیبی را نقل کرده است. » آن مرحوم برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند. کلید سعادت دنیا و آخرت سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد: « حضرت آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا؛ پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی! و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی: : « لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو السمیع العلیم. » مدتی به این مداومت نمائید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت شوید إن شاء الله تعالی. [ ۱۳۸٩/٥/٢٩ ] [ ۱:٥٤ ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]
در روایتى آمده که فضالة به واسطه معاویة بن عمّار [یا: فضالة بن معاویة بن عمّار] مى گوید: به امام صادق (ع ) عرض کردم : دو نفر در یک لحظه شروع به خواندن نماز مى کنند، یکى در نماز قرآن مى خواند و قرائتش بیشتر از دعاست ، و دیگرى دعایش افزون از تلاوت قرآن ، و در یک لحظه نماز را به آخر مى رسانند، کدامیک از این دو افضل و برتر است ؛ حضرت فرمود: هر دو فضیلت دارد، هر دو زیباست . براستى کسانى که از پرستش و عبادت من گردنکشى کنند، با حالت خوارى و ذلّت وارد جهنّم خواهند شد. از دیدگاه عقل [ ۱۳۸٩/٥/٢٩ ] [ ۱:٤۱ ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]
مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ دامَت حَسَراتُهُ وَ طالَت فی عَرَصاتِ القِیامَةِ وَ قَفاتُهُ وَ قادَتهُ اِلی الخِزیِ سَیِّئاتُه»(جامع السعادات، ج 3، ص 91) کسی که حساب اعمال خود را نرسد، حسرتش بی پایان است و در صحرای محشر باید زیاد بایستد( تا به اعمالش رسیدگی ابتدائی شود) و گناهانش او را (در دنیا) به انحراف افکند. رسولخدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم: «... فَاِنّی اَوصَیتُکَ اِذا اَنتَ هَمَمتَ بِاَمرٍ فَتَدَبَّر عاقِبَتَه فَأِن یکُ رَشداً فَأمضِهِ وَ اِن یَکُ غَیّاً فَأنتَهِ عَنه فَهذِه الوَصِیَّةُ مِن مُحاسَبَةِ النَّفسِ بَل هِیَ رَأسُها.» (الحقائق، ص 303) به تو سفارش می کنم وقتی تصمیم به کاری گرفتی، عاقبت آن را در نظر بگیر، اگر عاقلانه است آن را تعقیب کن و اگر عاقلانه نیست از آن پرهیز کن، این سفارش درباره «محاسبه نفس» بلکه ریشه آن است. رسولخدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم: «... فَمَن حاسَبَ نَفسَهُ قَبلَ اَن تُحاسِبَ وَ طالَبَها فی الأَنفاسِ وَ الحَرَکاتِ وَ حاسَبَها فِی الخَطَراتِ وَ الّلَحَظاتِ و وَزِنَ بِمیزانِ الشَّرعِ اَعمالَهُ وَ اَقوالَهُ خَفّ فِی القیامَة حَسابَهُ وَ حَضَرَ عِندَ السُؤالِ جَوابَه وَ حَسُنَ مُنقَلَبُهُ و مَآبُه.»(جامع السعادات، ج 3، ص 91) ... کسی که خود را قبل از حساب خداوند بررسی کند، نفس هائی که کشیده، کارهائی که انجام داده و در کارهای ممنوع و نگاه کردن ها دقت کند و با میزان شرع کارها و گفتار خود را منطبق کند، در قیامت حسابش آسان و پاسخ وی در موقع سؤال آماده و جایگاه جدید و محل سکونتش هم زیبا خواهد بود. امام علی علیه السلام : «... اِنَّ الیَومَ عَمَلٌ وَ لاحِسابٌ وَغَداً حِسابٌ ولاعَمَل.»(نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 42) ... امروز موقع عمل است و حساب نیست و فردا حساب است و عمل نخواهد بود. امام علی علیه السلام: «فَحاسِب نَفسَکَ لِنَفسِکَ فَاِنَّ غَیرَها مِن الانفُسَ لَها حَسیبٌ غَیرَک.» (نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 222) خودت حسب اعمال خویش را داشته باش، زیرا حساب دیگران با دیگری است. امام علی علیه السلام : «الدُّنیا حَلالُها حِسابٌ وَ حَرامُها عِقابٌ وَ اَنّی لَکُم بِالرَّوح وَ لَمّا تأسَوا بِسُنَةِ نَبِیِّکُم.» (اصول کافی، ج 2، ص 459) حلال (مال و مقام و شهوت و...) دنیا حساب دارد و حرام از آنها نیز کیفر، چرا به آسایش معنوی پناه نمی برید و چرا راه پیامبرتان را ادامه نمی دهید؟ امام صادق علیه السلام : «مَن رَعی قَلبَهُ عَنِ الغَفلَةِ وَ نَفسَهُ عَنِ الشَّهوَةِ وَ عَقلَه عَنِ الجَهلِ فَقَد دَخَلَ فی دیوانِ المُتَّنَبِهینَ ثُمَّ مَن رَعی عِلمَه عَن الهَوی وَ دینَهُ عَنِ البِدعَةِ وَ مالَهُ عَنِ الحَرامِ فَهُوَ مِن جُملَةِ الصّالِحین.» (مصباح الشریعه، ص 23) کسی که از غفلت قلب و شهوت نفس و رکود فکر پرهیز کند نامش در لیست بیداران ثبت می گردد، پس کسی که از رخنه هوای نفس در علم، بدعت در دین و نفوذ حرام در مال خویش مراقبت کند در ردیف نیکوکاران محسوب می گردد. امام صادق علیه السلام : «طُوبی لِعَبدٍ جاهَدَ فی اللّهِ نَفسَهُ وَ هَواهُ وَ مَن هَزَم جُندَ هَواهُ ظَفَرَ بِرضا اللّه وَ مَن جاوَزَ عَقلَهُ نَفسُهُ الاَمّارَة بِالسُّوء بِالجَهد وَ الاِستِکانَةِ وَ الخُضُوعِ عَلی سِباطِ خِدمَة اللّهِ تَعالی فَقَد فازَ فَوزاً عَظیماً.» (جامع السعادات، ج 3، ص 102) خوشا بحال بنده ای که در راه خدا با نفس و هوای آن مبارزه کند، کسی که لشکر هوای نفس خود را شکست دهد رضایت خدا را کسب کرده و کسی که عقلش بر نفس اماره از طریق کوشش، تسلیم خدا بودن و تواضع نمودن در مسیر خدمات الهی قرار گرفت به امتیاز بزرگی دست یافته است. امام صادق علیه السلام: «یَنبَغی اَن یَکُون لِلعاقِلِ اَربَعَ ساعاتٍ: ساعَة یُناجی فیها رَبَّهُ وَ ساعَةٌ یُحاسِبُ فیها نَفسَهُ وَ ساعَةٌ یَتَفَکَّرُ فی صُنع اللّهِ وَ ساعَةٌ لِلمَطعَمِ و المَشرَب.»(اخلاق شبّر، ص 284) سزاوار است که عاقل شبانه روز خود را به چهار ساعت تقسیم کند: در یک بخش آن با خدا مناجات کند، یک بخش حساب اعمال خویش را برسد، یک بخش در قدرت خدا فکر کند و یک بخش را هم برای (تهیه و مصرف و جوانب جسمی) خوراک و نوشیدنی بگذارد. امام کاظم علیه السلام: «حاسِبُوا اَنفُسَکُم قَبلَ اَن تُحاسِبُوا وَ زِنوا اَعمالَکُم بِمیزانِ الحَیاء قَبلَ اَن تُوزَنوا.»(مصباح الشریعه، ص 86) امام کاظم (ع) فرمود: قبل از اینکه بازخواست شوید (در قیامت و گاهی نیز در دنیا) خودتان (اعمالتان) را بازرسی کنید و اعمال خود را قبل از اینکه بسنجید با میزان حیاء (در برابر عظمت خدا و نیاز خود) بسنجید. امام کاظم علیه السلام: «لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی کُلِ یَومٍ فَاِن عَمِل حَسَنَةً اِستَزادَ اللّهَ وَ اِنّ عَمِلَ سَیِّئَةً استَغَفَر اللّهَ مِنها و تابَ اِلَیه.» (الحقایق، ص 303) کسی که حساب اعمال خود را نرسد از ما شیعیان نیست، اگر کار خوب کرده توفیق انجام بیشتر از خداوند بخواهد و اگر کار بد و زشتی انجام داده از خداوند درخواست آمرزش کند و توبه نماید. [ ۱۳۸٩/٥/٢٩ ] [ ۱:۳٤ ب.ظ ] [ یه بنده خدا ]
|
|||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | |||